السيد جعفر السجادي

452

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

بالقياس الى غيرها » اعم از آن‌كه در ذهن باشد يا در خارج و لكن صدرا گويد : تعريف حدى مضاف ممكن نيست و گويد مضاف عبارت از نفس اضافه مكرره است و دو طرف دارد و آن دو طرف هم بايد متكافئ باشند و متلازم خارجا و ذهنا قوتا و فعلا و هر يك منعكس شوند بر ديگرى يعنى هر يك هم مضاف باشد و هم مضاف‌اليه مانند نسبت ميان آب و ابن و دو طرف كه اب و ابن باشند . صدرا گويد نفس اضافه هم امرى است كه مانند دو طرف آن موجود است ، نهايت وجود اضافات ضعيف بوده و قائم به مضافات‌اند . « 1 » مظاهر اسما - ملا صدرا گويد ماهيات موجودات صور كمالات و مظاهر اسما و صفات حق تعالى است كه نخست در عالم علم ظاهر شد و سپس از علم به عين آمد بر حسب حبّ و ارادهء حق كه فرمود « فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق يكن اعرف » و از باب اظهار آيات و اعلام اسما و صفات خود و بالا بردن پرچم و نشانه‌هاى خود و مظاهر اسماى او بر حسب تكثر آيات او ، متكثراند و لكن ذات حق تعالى باقى است بر وحدت حقيقى خود و ثابت است بر كمالات سرمدى خود . « 2 » مظاهر و مرايا - آن چه شبح و سايه اشياء در آن ديده مىشود مظهر و مرآت گويند اهل عرفان و ذوق گويند همهء ماهيات و ممكنات آينهء وجود حق‌اند و مجلى ، يعنى موضع تجلى ذات مقدس خداوند و خاصيت هر يك از مرآت‌ها اين است كه از صورتى كه در آن انعكاس يافته است حكايت كند و به عبارت ديگر مجلى و موضع تجلى صورتى از صور جمال و كمال و جلال الهى است ، نهايت بايد توجه داشت كه امور مادى محسوس از لحاظ كثرت قشر و تراكم جهات نقص امكانى كه در آن‌ها هست به درستى نتوانند حكايت از حق اول و صفات و نعوت آن كنند ، معلم اول ارسطو نيز بر اين عقيده است وى در كتاب معرفت ربوبيت ( اثولوجيا ) گفته است كه حق را يك تجلى و يك ظهور است بر ممكنات « 3 » و اين تجلى و ظهور بر اشياء به عينه همان ظهور ثانى است به صنع نفس خود در مرتبهء افعال ( تجلى در مرتبهء افعال - تجلى دوم است ) زيرا خداوند متعال از جهت نهايت لطافت و فرط كمال ، ذات خود را از قبل ذات خود برترى داد و ذات خود را افاضه كرد زيرا كه من ذاته فوق تمام و كمال است و اين ظهور دوم لذاته بر نفس خود نتواند كه مانند ظهور اول باشد ، زيرا دو مثل محال است و نيز تابع نتواند دو مرتبهء متبوع باشد از لحاظ كمال وجودى وضو و شعاع و نور ، پس از ظهور دوم كه خود در عين حال مرتبهء نزول وجود واجبى است ، كثرت و تعدد ناشى شد بر حسب تكثر اسما و صفات . پس ذات احديت در هر يك از مرائى ماهيات ظهور مىكند . ابن عربى گفته است هر گاه انسانى صورت خود را در آينه ادراك كند به طور قطع مىداند كه هم از وجهى صورت خود را ادراك كرده است و از وجهى صورت خود را ادراك نكرده است زيرا آن را در نهايت كوچكى ملاحظه مىكند مناسب كوچك بودن جرم آينه و هر گاه آينه خيلى بزرگ باشد در نهايت بزرگى

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 190 . ( 2 ) مفاتيح الغيب ، ص 324 . ( 3 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 356 - 358 و اثولوجيا مربوط به ارسطو نيست .